به نام خدا
جنازه های دو طرف جاده هر کدام متعلق به انسانی بوده که یا اندیشه ی اعمال خیر در ذهن خود داشته یا اندیشه اعمال شر . خیرها و شرها در مغز من سالیان سال جنگیده اند ، خسته شده اند و استراحت کرده اند و بنا به قانون همیشگی جنگ تا جائی که توانسته اند کوتاه نیامده اند ، و حالا پس از سالیان سال تقریباً تمامشان نابود شده اند و حالا جز چند سرباز که یا خودشان را به مردن زده اند و یا زنده اند و به سمت جنازه های دشمن شلیک می کنند ، سرباز دیگری نمانده . همه مرده اند و زنده ها آنقدر تعدادشان کم است که نمی توانند مانع حرکت موتور سوار شوند . آنها تنها از این سمت جاده شلیک می کنند به جنازه های آن طرف جاده . شلیک به مرده که کار پیچیده ای نیست . اگر چه برای موتور سوار هیچ تفاوتی نمی کند تعداد مرده ها اما همین تنهایی باعث تنبلی اش می شود . حتی اگر به مقصد نا معلومی هم در حرکت باشد نبودن هیج موتور و دوچرخه و ماشین دیگری باعث می شود که او دیگر به این فکر نکند که باید از کسی جلو بزند یا اینکه ممکن است از همه عقب بماند . چون برای یک وسیله ی تنها ، رقابت کردن معنا نمی دهد . او هر جور که بخواهد ویراژ می دهد .
لی ( لیح ) : نوعی تور ماهیگیری – تور خرما چینی
« فرهنگ جامع هرمزگان – منصور نعیمی »
مرداد ماه ۶۶ بدنیا اومدم ، یک روز تاریخی ، از همون روزها که هنوز توی تقویم ها تو قسمت پاورقیش چند کلمه ای دربارش می نویسند . بیست و دو سال بعد به نوعی برای من تاریخ تکرار شد و به نوعی ۵۶ سال بعد برای این مردم . اسم لی از وبلاگ قبلیم همراهم اومد . جائی که هنوز می تونید ردش رو توی سیستم بلاگ اسکای بگیرید . این شاید به نوعی دفتر یادداشت من باشه در فضای مجازی که خیلی چیزها رو فراموش نکنم . مثل الان که خیلی چیزها رو فراموش کردم به ناچار . عکس بنر این سایت هم از سایت www.1x.com گرفته شده . با اینکه توی خود عکس قید شده اما لازم دونستم باز بهش اشاره کنم . فعلا برای معرفی خودم کافیست تا بعد
ایمیل :
shahab_abroshan@yahoo.com
