بایگانی برای موضوع 'هنر و ادب'

و این جشنواره اردی‌بهشت

۱- همینجا از عسکری، کهوری، کریمی، کریمی پور، آقایی، رضایی، دلنواز، دهقانی، درستکار، رکن الدینی، شهبازی، ابازرپور، فخری، محسنی، نفیسی، خطیب و همه افرادی که در برگزاری جشنواره‌ی فیلم نقش داشتند تشکر می کنم . (دوستان اگر شخصی از قلم افتاده اشاره کنند اضافه کنم).
۲ – انشاالله سال آینده جشنواره با برنامه ریزی بهتر، با کیفیت بهتری برگزار شود.
۳- جلسه نقد و بررسی باعث رشد جشنواره و فیلم هاست ، دوستانی که حاضر شنیدن حرف مخاطبین فیلم هایشان نیستند در جلساتی با این عنوان شرکت نکنند.
(ده سال پیش که در جلسات انجمن های ادبی شرکت می کردیم حضار با هر سلیقه ای آثار دیگران را نقد می کردند، خب به هر حال آن زمان فیس بوک نبود افرادی که آثارشان مورد نقد قرار گرفته آنجا از خجالت بقیه دربیایند ، بعد از جلسه همه باز با هم دوست بودند. 
خب این نشان دهنده این است که انگار ما ده سال و یا شاید بیشتر در زمینه جلسات نقد و بررسی از ادبیات عقب تریم).
۴- انجمن هیئت انتخاب و داوری را با هم یکی کند بهتر است ، ده فیلم خوب پخش و به نقد و بررسی آن پرداخته شود بهتر از این است که ذهنیت مخاطبین تازه آشنا شده با فیلم کوتاه را خدشه دار کنیم . 
باقی آثار می توانند در بخش جنبی در سالن دیگری نمایش داده شوند. همراه با جلسات نقد و بررسی.
۵- اسکویی : جشنواره ضعیف تر از این داوری نکرده بودم.
عقیقی : نگران نباش ، من از این ضعیف تر هم داوری کردم.
(همچین چیزی امروز عقیقی در ورک شاپی که برگزار کرده بود گفت) 
۶- انشاالله سال آینده بشود مازیار اسلامی را دعوت کنیم تا تعریف دیگری از سینمای پست مدرن بدهد تا در نهایت از منظر او ببینیم فیلم شبانه روز پست مدرن هست یا خیر… 
۷- یادم افتاد قبلاَ راجع به جشنواره ها چیزی نوشته بودم ، اینجا

پ.ن : برگزیدگان جشنواره را می توانید در اینجا ببینید.

موضوع : اجتماع,هنر و ادب در تاریخ : ۲۹/اردیبهشت/۹۱ ، ۶ نظر

داستان خرس های پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد | ماتئی ویسنی یک

شب دوم
{ در سایه روشن. شاید پس از معاشقه. پشت به پشت هم روی زمین نشسته‌اند و سرهای شان را به هم تکیه داده‌اند. زن انگور می خورد. مرد سیگاری خاموش بر لب دارد و فندکی در دست.}

زن : بگو آ.
مرد : آ.
زن : مهربونتر ، آ.
مرد : آ.
زن : آهسته تر ، آ.
مرد : آ.
زن : من یه آی لطیفتر می خوام ، آ.
مرد : آ.
زن : با صدای بلند اما لطیف ، آ.
مرد : آ.
زن : بگو آ ، یه جوری که انگار می خوای بهم بگی دوستم داری. (ادامه…)

موضوع : هنر و ادب در تاریخ : ۲۶/اردیبهشت/۹۱ ، ۱۰ نظر

سواد داشتن یا نداشتن ، مسئله این است

امروز جز آخرین افرادی بودم که از حذف فیلم های جشنواره اردی بهشت توسط شورای نظارت و ارزشیابی مطلع شدم ، خب قبل از این می دانستم که فیلم خودم و احتمالا فیلم برادران رضایی از زیر تیغ سانسور این شورا رد نمی شود اما عجیب ترین مسئله شنیدن خبر رد شدن فیلم مرتضا نیک نهاد و محمد رضا رکن الدینی بود که می دانستم فیلم هایی هستند که احتمال رد شدنشان کمتر است ، چیزی که اینجا به چشم می‌آید و می توان با قطعیت بیشتری آن را تایید نمود (با احترامی که دورادور برای این عزیزان قائلم ) بی سوادی اهالی نظارت و ارزش یابی است . گروهی که هر گاه چیزی را خوب متوجه نمی شوند، به جای حل کردن آن برای خودشان، ردشان می کنند، یاد فیلم های کسری حیدری و برادران رضایی افتادم که چند دوره پیش به خاطر همین عدم دانایی اهالی نظارت و ارزشیابی در مقوله‌ی سینما به راحتی سرشان بریده شد و هیچ گاه مجال نمایش پیدا نکردند، مگر فیلم کسری حیدری یا جنگ در همسایگی برادران رضایی چه مشکلی داشت که باید اینگونه با آنها برخورد می شد ، اینجاست که یاد گفته‌ی رخشان بنی اعتماد افتادم ، اگر اشتباه نکرده باشم خودش بود که در مصاحبه ای گفت ، فیلمنامه ام را مجوز ندادند و گفتند فلان جا و فلان جایش را حذف کن و برو بسازش ، در جواب گفته بود :‌ شما چند وقت دیگر می شوید رییس اداره گوشت و فلان اداره ، این من هستم که همیشه فیلمسازم و صبر می کنم تا شما عوض شوید .
صبر کرد، و آن شخص رفته بود و فیلمش را بدون هیچ تغییری ساخته بود .
احساس می کنم بعضی فیلم‌ها در گستره ‌ی ادراک عزیزان نظارت و ارزشیابی نمی گنجد . خب ما امیدوار به تغییر هستیم . وگرنه فعلا قصدی غیر از فیلمسازی به شخصه ندارم . 

پ ن : به یاد چهار فیلم کشند قرمز ساخته ی ایمان و احسان رضایی – آنچه برسون می گویدم و محمدرضا ساخته‌ی محمدرضا رکن الدینی – گفتگوی منتشر نشده‌ی ژاله ساخته‌ی مرتضا نیک نهاد – و بندرگمبرون عزیزم . 

موضوع : هنر و ادب در تاریخ : ۲۰/اردیبهشت/۹۱ ، ۳۰ نظر

چه کسی از «ملکه زیبایی لی نین» می ترسد ؟

تمرین کلاسی نقد نویسی باعث شد تا این متن نوشته شود ، نقدی است روانکاوانه بر نمایشنامه ملکه زیبایی لی نین ، نوشته‌ی مارتین مک دونا(ف) ، نویسنده ی ایرلندی که چندین اثر وی و سایر نویسندگان همنسل وی در برادوی اجرا شده است.  (ادامه…)

موضوع : هنر و ادب در تاریخ : ۲۷/فروردین/۹۱ ، ۶ نظر

خورش آلو با مرغ دستپخت جدید مرجان ساتراپی

آخرین اثر اکران شده ی مرجان ساتراپی که آن را به همراه  ونسان پارونو کارگردانی کرده است ، داستان مردی به نام ناصرعلی خانرا روایت می کند که در سن چهل و یک سالگی ازدواج کرده و در غم از دست دادن معشوقه ی دوران جوانی اش  «ایران» روزگار خود را با موسیقی می گذراند . او که با ویولون استادش که در شیراز موسیقی را پیش او فرا گرفته این دوران را گذرانده و تنها نوای غم انگیز دوران عشق از دست رفته اش را در بیست سال دنیاگردی می نوازد ، بر سر مشاجره ای که بین او و همسرششکل می گیرد ، ویولونش را از دست می دهد . همسرش با خشونت ویولن یادگاری او را به زمین می کوبد . ناصرعلی خان که دربدر به دنبال ویولونی برای جاگزین کردن آن است به رشت می رود ، ویولونی پیدا می شود اما هرگز (ادامه…)

موضوع : هنر و ادب در تاریخ : ۲۳/فروردین/۹۱ ، ۶ نظر